دنیای ما **کارن**

کوچولو داره مرد می شه

-کسی که می تواند با دو دست خود نبرد کند.(سپهسالار)

-پسر کاوه آهنگر

نوشته شده در دوشنبه 17 آذر 1393ساعت 10:12 توسط مامان کارن( رزیتا )
نوشته شده در سه شنبه 4 اسفند 1394ساعت 12:13 توسط مامان کارن( رزیتا ) |

** مامان چه جوری منو بزرگ کردی ؟

- خب بهت شیر دادم بعد که کمی بزرگتر شدی بهت غذا دادم میوه دادم  کم کم بزرگ شدی ...

** نه نه نه فکر کنم با تلمبه بادم کردی خنده

چی بگیم دیگه تاثیر این کارتوناست قهر

** مامان تو چه جوری دست درآوردی ؟! خنده

سوت حالا من چه جوابی بدم ای خداااااااااا

** مامان بیا دفترم کارت کارم

الهی که قربون خودتو و دفترت برم من عشقم محبت

صدام می زنه مااااااامان ...... چون بابا خوابه من آروم میگم بله

**میگه مامان چرا صدات قطع شده مگه فیشات خراب شدن ؟؟ بذار بیام فیش ها رو درست کنمخنده

بقیه در ادامه مطلب

 

 

 

ادامه مطلب

نوشته شده در شنبه 23 آبان 1394ساعت 8:15 توسط مامان کارن( رزیتا ) |

تو این سفر اصلا به کارن خان خوش نگذشت چون مامان همش در حال خرید کردن بود و کارنی هم که مثه باباش متنفر از بازار و خرید سبز

عکس ها در ادامه مطلب
 

ادامه مطلب

نوشته شده در يکشنبه 5 مهر 1394ساعت 8:59 توسط مامان کارن( رزیتا ) |

بقیه عکس ها در ادامه مطلب

ادامه مطلب

نوشته شده در شنبه 4 مهر 1394ساعت 13:59 توسط مامان کارن( رزیتا ) |

پسر سه سال و نیمه ی من خیلی چیز فهم تر ومهربونتر از قبل شده قربونش برم الهی

این روزا بازیش شده اینکه من فلانی ام تو فلانی باش بعد باید دیالوگا و حرکات فلانی ها رو انجام بدیم :خندونک

-من جی تی آیم تو پلیس باش : من یه ماشین میبرم تو دنبالم کن

- من اکشن من 2 ام تو اکشن من 7 باش : حالا بیا با هم بجنگیم

- من پلنگ صورتی ام تو پروفسور باش : من میخوام ساندویچ بخورم تو بگو نه نخور اول باید گیاه سبزو پیدا کنی

- من جری ام توتام باش :........

- من بابم تو پاتریک باش:........

و .... و.... و....

واسه من و کامی خیلی کسل کننده ست ولی کارن جون عاشق این بازیه و ول کنم نیست کچل

بقیه عکس ها در ادامه مطلب

 

ادامه مطلب

نوشته شده در پنجشنبه 22 مرداد 1394ساعت 10:55 توسط مامان کارن( رزیتا ) |

با هم بریم  ادامه مطلب

ادامه مطلب

نوشته شده در دوشنبه 1 تير 1394ساعت 10:57 توسط مامان کارن( رزیتا ) |

بعدازظهر روز شنبه 16 خرداد 94 مادربزرگ کارن به رحمت خدا رفتن ..... روحشون شاد و جاشون توی بهشت باشه

کارن روز اول سراغشو گرفت گفتم بیمارستانه ، دیگه چیزی نگفت .... ولی احساس می کنم که میدونه ولی به روی خودش نمیاره

Gifs Animés bougies de noel 60

نوشته شده در چهارشنبه 20 خرداد 1394ساعت 12:51 توسط مامان کارن( رزیتا ) |

هر روز بعداز ظهر کارن و دوچرخه ش تو پارک پایین خونمون البته پارک که نمیشه گفت ... بوستان محلی به قولی

هزار ماشالا همون روز اولی رکاب زدنو یاد گرفت محبت

بقیه در ادامه مطلب

 

ادامه مطلب

نوشته شده در يکشنبه 10 خرداد 1394ساعت 9:10 توسط مامان کارن( رزیتا ) |

رقص گل پسر با موهایی که مامان کوتاه کرده خنده حقته مامان وقتی آرایشگاه نمیری

شانس آوردی عمه به دادت رسید و موهاتو درستشون کرد خخخخخخ

نوشته شده در دوشنبه 21 ارديبهشت 1394ساعت 11:07 توسط مامان کارن( رزیتا )

اینجوری براش غذا می کشیم ، بعد اینجوری میخوره :

این مدلیه پسر ما خسته

خونه ی آقا جون و درست کردن دلمه خوشمزه

یکی از نونهای  محلی ما به نام ((گرده)) ترکیباتش( آرد گندم یا ذرت - پیاز - زیره و رازیانه و نمک ) و در آخر با روغن حیوانی و شیره خرما آغشته شده و میل می شه

 

نوشته شده در دوشنبه 21 ارديبهشت 1394ساعت 9:57 توسط مامان کارن( رزیتا ) |
صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 ... 14 صفحه بعد